خلاصه و نقد کتاب «جهان چگونه مدرن شد؟»

مژگان رضائیان:

“جهان چگونه مدرن شد؟” عنوان یک کتاب ۴۰۴ صفحه ای به قلم استیون گرین بلّت است که طی آن روایتی دلنشین از یکی از سرآغاز های مدرنیته نقل می گردد که چندان با گوش ما آشنا نیست. عنوان اصلی کتاب به گفته مترجم (مهدی نصرالله زاده) “پیچ” (the swerve) بوده که به واسطه غریب بودنش برای خواننده ایرانی به “چگونه جهان مدرن شد؟” تغییر یافته که به نظر می رسد خود به ذهنیتی دور از منظور نویسنده انجامیده است.

این کتاب داستان کشف اثر منظوم دوهزار ساله تیتوس لوکریتوس کاروس با عنوان “در باب طبیعت چیزها” (De rerum natura) با حدود ۷۴۰۰ سطر شعر است که در عین حال یک اثر فلسفی بزرگ نیز هست. کاشف این کتاب خطی یک اومانسیت ایتالیایی به نام پوجّو براچولینی است. پوجّو یک شکارچی کتاب بود که به واسطه شخصیت خوش مشرب و جذبه شخصی اش می توانسته از سد متولیان صومعه هایی که از نسخ خطی خود چون گنجی مراقبت می کردند گذر کرده و به تعبیر نویسنده به نوعی خود را به مامای مدرنیته بدل سازد. کشف پوجّو در زمستان ۱۴۱۷ در صومعه ای قدیمی واقع در جنگل های پردرخت آلمان جنوبی تنها یک کتاب شعر باستانی و رونویسی از آن و سپس بازنویسی ها و انتشار آن در سرتاسر اروپا نبود بلکه اصول بنیادی درکی مدرن از جهان بود که در کنه شعر نهفته بود. آنچه لوکریتوس عرضه می داشت حسی از رهایی و قدرت خیره نگریستن به چیزی بود که زمانی بسیار شوم و هولناک به نظر می رسید. به نوشته او آنچه آدمیان می توانند و باید انجام دهند غلبه بر ترس هایشان است، پذیرش این واقعیت است هم خودشان و هم تمام چیزهایی که به آنها بر می خورند زود گذر است و گشودن آغوش خویش است بر روی لذت و زیبایی جهان.

این درون مایه اپیکوریستی کتاب آنجا با “پیچ” لوکریتوس پیوند می خورد که اپیکور دوازده ساله معلم خود را در پاسخ به سؤال اش در باب معنای “آشوب” (کائوس) در جهان سرخورده یافت. لوکریتوس در کتاب خود می آورد که همه چیز در نتیجه یک پیچ به وجود می آید. او که معتقد است هر چیزی از ذرات مشاهده ناپذیر ساخته شده است می گوید اگر ذرات در قالب خطوطی صاف در دل خلاء می افتادند و به واسطه وزنشان همچون قطرات باران فرو می باریدند آنگاه مطلقاً هیچ چیز وجود نمی داشت. اما این گونه نیست؛ در عوض در زمان ها و مکان های مطلقاً پیش بینی ناپذیر، آنها اندکی از مسیر مستقیمشان منحرف می شوند- به میزانی که بیش از یک تکان خفیف نیست- اما همین کمینه ترین حرکات کافی است تا زنجیره ای بی وقفه از برخورد ها به راه افتد. از نظر او “پیچ” منشاء اختیار در زندگی همه مخلوقات هوشمند است. در زندگی چه انسان و چه حیوان، پیچ تصادفی ذرات بنیادی، موجد اختیار یا اراده آزاد است که وی آنرا با استفاده از “ایده کسری از ثانیه” در مسابقه اسب دوانی توضیح می دهد. به نوشته مترجم شیفتگی گرین بلت به “پیچ” شیفتگی به آن رانه ای است که باعث می شود اتم ها به جای حرکت کردن در نظمی یکنواخت و ابدی -نظم مرده ای که از آن هیچ نمی زاید- به سوی یکدیگر کشیده شوند، با هم برخورد کنند، و از دل این کشش ها و برخورد ها و آمیزش ها هر بار چیز تازه ای به وجود بیاید. این “پیچ” عین هستی و حیات، و عین زندگی است. “پیچ” در واقع همان چیزی است که رو بنای “لذت طلبانه و رنج گریزانه” اپیکوری را به زیربنای “اتمیستی” آن وصل می کند. سرود لوکریتوس که از ابتدا تا انتها سرودی در ستایش ونوس، الهه عشق و باروری است؛ سرودی است در ستایش زندگی چونان هرج و مرجی خلاق که بنیانش بر کشش و پیچش در ساحت افراد و اتم ها است.

گرین بلت رد پررنگ معنای مندرج در شعر لوکریتوس را در اندیشه هایی پی می گیرد که زیربنای عصر نوزایی بودند؛ به مانند توماس مور، جوردانو برونو و نیکولو ماکیاولی (که نسخه برداری او از لوکریتوس هم اکنون در کتاب خانه واتیکان موجود است). همچنین نقاشانی چون بوتیچلی، کوزیمو و داونیچی و شاعرانی چون بویاردو ، آریستو و… که به محافل اومانیستی ایتالیا به طور مستقیم یا غیر مستقیم در ارتباط بودند به طوریکه چیزی نمی گذرد که افکار و ایده های لوکریتوس بسیار دور از فلورانس و رم نیز سر در می آورد به نحوی که شکسپیر به همراه انگلیسی های دیگر مانند اسپنسر، دان، بیکن و دیگران همان علائقی را به ماتریالیسم لوکریتوس نشان می دهند که برونو داشت.

شاید این طور به نظر رسد که نویسنده در یک داستان گویی دچار نوعی اغراق قهرمان پرورانه شده که به دنبال فروکاستن سر منشاء مدرنیته به کشف یک اثر خطی منظوم توسط یک شکارچی ماجراجوی کتاب بوده است. اما قدری تأمل در متن کتاب نشان می دهد که این برداشت می تواند چقدر غیر منصفانه باشد. گرین بلت در واقع همان طور که با انتخاب عنوان کتاب خود نشان می دهد، به دنبال واکاوی و تشریح داستان گونه یکی از هزاران پیچی است که مسیر مستقیم و تک خطی حوادث را دچار انحرافی خلاقانه و آفریننده می سازد و برعکس آنچه در آغاز برداشت می شود ما را از ساده انگاری و توصیف پذیری یکدست ریشه های مدرنیته دور می کند.

 

مطلب پیشنهادی

نشست نقد و بررسی کتاب «طاعون و افول تمدن اسلامی»

بر اساس آمارهای اعلام شده در آن دوران تعداد تلفات این بیماری با عنوان طاعون سیاه حدود ۸۰ تا ۲۰۰ میلیون نفر بود؛ البته باید توجه داشت همچنان که آمارهای اعلام شده درباره تلفات بیماری کرونا در عصر حاضر قطعی نیست می توان انتظار داشت که رقم اعلام شده درباره تلفات طاعون سیاه در جهان نیز متفاوت باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *