قالب وردپرس بیتستان پرنده فناوری

توسعه‌ی برابری‌طلبانه

(سخنرانی دکتر جواد حیدری در نشست هم‌اندیشی ماهانه مرکز پژوهشی توسعه اجتماعی آفرینش در تاریخ ۲۶ مهرماه ۱۳۹۷)

جواد حیدری:

در این جستار می‌خواهم از منظر تامس نیگل نگاه تازه‌ای به سنت بسیار غنی و پربار مشروطه‌خواهی بیندازم و دفاع تازه‌ای از این سنت ارائه کنم. دفاع نیگل از مشروطه‌خواهی دفاع اخلاقی است، بنابراین لازم است که قبل از ورد به بحث مرادمان از «اخلاق» روشن کنیم. او اعتقاد دارد که اخلاقی‌زیستن در حوزه‌ی فردی حرکت از خودگزینی و خودخواهی به سمت و سوی دیگرگزینی و دیگرخواهی است و به هر میزان که از خودگزینی به دیگرگزینی حرکت کنیم به همان میزان اخلاقی هستیم. شکی نیست که همه‌ی ما انسان‌ها به دنبال منافع فردی خودمان هستیم، فرقی نمی‌کند که چه تصوری از منافع داشته باشیم. گرایش طبیعی ما انسان‌ها به این است که منافع خودمان و خانواده‌مان، دوستان‌مان، همشهریان‌مان، هم‌وطنان‌مان در اولویت قرار دهیم. اما به عقیده‌ی نیگل ما انسان‌ها علاوه بر این که خودگزین و خودخواه هستیم می‌توانیم دیگرگزین و دیگرخواه باشیم و منافع دیگران را در محاسبات‌مان لحاظ کنیم. نیگل اعتقاد دارد که اخلاقی‌زیستن در حوزه‌ی سیاسی حرکت از جانبداری به سمت و سوی برابری است. همان‌طور که تعارض خودگزینی و دیگرگزینی مهم‌ترین تعارض در اخلاق فردی است، به اعتقاد نیگل تعارض برابری و جانبداری مهم‌ترین تعارض در عرصه‌ی سیاسی است. «برابری» مهم‌ترین آرمان ما هم در اخلاق و در سیاست اخلاقی است. نظام‌های سیاسی به میزانی که از جانبداری به سمت برابری حرکت می‌کنند، به همان میزان نظام اخلاقی هست. لذا برابری برای نیگل شاقول ارزیابی میزان اخلاقی بودن نظام‌های سیاسی است. به نظر او در هسته‌ی اصلی نظام‌های خودکامه و جبار نوعی «جانبداری» کورنهفته است و در هسته‌ی اصلی نظام‌های مشروطه‌ هم نوعی «برابری» قرار دارد. حرکت مشروطه‌خواهانه و اصلاح‌طلبانه حرکتی است به سمت و سوی آرمان برابری. اما هم «جانبداری» و هم «برابری» اصطلاحات مبهمی‌اند و باید ایضاح شوند.

الف) جانبداری

هابز اعتقاد دارد که ما انسان‌ها فقط و فقط به دنبال منافع خودمان هستیم و لذا جانبداری در ماهیت ما ریشه دوانده است. یکی از بزرگ‌ترین پرسش‌ها درباب اخلاق این است که آیا اخلاق از ما می‌خواهد که نفع شخصی‌مان را تابع خیر عموم انسان‌ها قرار دهیم یا نه. و اگر بلی تا چه میزان؟ پاسخ هابز این است که اخلاق و نفع شخصی با یکدیگر تعارض ندارند، زیرا الزامات اخلاق عملاً و شیوه‌ای غیرمستقیم ناشی از نفع‌ شخصی‌اند. استدلال هابز این است که پاره‌ای از قواعد رفتاری جهت زندگی در صلح با یکدیگر و بهره‌مندی از منافع تمدن لازم الاجرا هستند، زیرا اگر انسان‌ها به این قواعد ملتزم نباشند به وضع و حال نکبت‌بار وناامنی و خشونت مبتلا خواهند شد. حال این قواعد کدامند؟ ممنوعیت قتل، تجاوز، دزدی، فریبکاری، نقض پیمان و … . لذا به نفع هرفردی است که در جامعه‌ای زندگی کند که در آن انسان‌ها از این قواعد تبعیت می‌کنند. پایبندی همگانی به اخلاق، منفعت جمعی تک‌تک اعضای هر اجتماعی را برآورده می‌کند. پس به تلقی هابز، نظام اخلاقی حرکت از نفع شخصی فردی به سمت و سوی نفع شخصی جمعی است. در این‌جا مسأله‌ای پیش می‌آید. اگر برای کسی فرصتی پیش بیاید که نفع شخصی جمعی را قربانی نفع شخصی فردی‌اش بکند، در این‌جا چه باید کرد؟ به عقیده‌ی هابز، برای این که نفع شخصی جمعی را مطابق با نفع شخصی فردی پدید آوریم، و از این رهگذار توفیق آن را به لحاظ انگیزشی ممکن سازیم، ضرورت دارد که اوضاع و احوال بیرونی را از این طریق عوض کنیم که مجری قواعد اخلاقی، یعنی حاکمیّت، را به وجود آوریم. تنها به این طریق است که افراد خاطر جمع می‌شوند از قواعدی پیروی کنند که هر یک از آن‌ها دلیلی در اختیار دارد تا از همگان بخواهد از آن قواعد پیروی کنند. به عقیده‌ی هابز، تحقق اخلاق، و نه محتوای آن، به نهادهای سیاسی بستگی دارد. پس مشروطه‌خواهی هابز بر نفع شخصی متکی است و می‌شود که یکی از تأثیرگذارترین متفکران مشروط‌خواهی هابز است. بزرگ‌ترین دغدغه‌ی هر حاکمیتی از جمله حاکمیت ما تأمین ثبات و امنیت جامعه است. اما به عقیده‌ی نیگل، همان‌طور که بعداً توضیح خواهیم داد، این نظریه‌ی هابز برای ما ثبات به ارمغان می‌آورد و اما نظام سیاسی را برای ما مشروع نمی‌کند. لذا نیگل بین ثبات و مشروعیت قائل به تفکیک است.

ب) برابری

گفتیم که نظام سیاسی اخلاقی و حرکت مشروطه‌طلبانه حرکت از جانبداری به برابری است. نیگل سه تصور بسیار مهم از برابری را مشخص می‌کند و بر این اساس سه نوع اصلاح‌طلبی را می‌توان از هم متمایز کرد. پس اگر معیار ما برای اصلاح‌طلبی و مشروطه‌خواهی «برابری»‌خواهی باشد، در این‌صورت برابری مهم‌ترین معیار ما هم برای ارزیابی و هم برای تصمیم‌گیری در عرصه‌ی رفتار فردی و نهادی است. این سه تصور از برابری عبارتند از:

۱. حق‌ها یا سیاست آزادی: مبتنی بر عدم‌مداخله